الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

277

علل الشرايع ( فارسي )

شامل ايشان كند و تو را نيز مشمول آن قرار دهد و اگر گروهى را ديدى كه از ياد خدا غافل و بىخبرند با ايشان مجالست مكن زيرا اگر عالم باشى ، علم تو نفعى به تو نمىرساند و اگر جاهل باشى اين مجلس جهل تو را زيادتر مىكند و شايد عقوبت حق تعالى به ايشان رسيده و تو را نيز فرا گيرد . حديث ( 10 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از يعقوب بن يزيد ، از حمّاد بن عيسى ، از حريز بن عبد الله ، از زراره و محمّد بن مسلم و بريد عجلى ، ايشان گفتند : شخصى محضر امام صادق عليه السّلام عرضه داشت : فرزندى دارم كه دوست دارد از شما راجع به حلال و حرام سؤال كند ، وى از چيزى كه قصد آن را ندارد از شما سؤال نمىكند ؟ راوى مىگويد : امام عليه السّلام فرمودند : آيا مردم از چيزى برتر از حلال و حرام سؤال مىكنند ؟ حديث ( 11 ) احمد بن محمّد ، از پدرش ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از يونس بن عبد الرحمن ، از كسى كه ذكرش نموده ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام حضرت فرمودند : روز قيامت خداوند عزّ و جلّ عالم و عابد را مبعوث نموده و هر دو در مقابل حقّ مىايستند به عابد گفته مىشود : به بهشت برو و به عالم فرمان داده مىشود بايست و به واسطه حسن تأديب و تربيتى كه مردم را نمودى آنها را شفاعت كن . حديث ( 12 ) محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار ، از على بن محمّد كاشانى ، از قاسم بن محمّد اصفهانى ، از سليمان بن داود منقرى ، از حفص بن غياث ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند : هر گاه ديديد كه عالم و دانشمندى محبّ دنيا است به او بهتان بزنيد زيرا هر محبّى احاطه مىشود به هر چه كه دوست دارد . و خداوند عزّ و جلّ به جناب داود عليه السّلام وحى فرمود كه بين من و بين خودت عالمى را كه فريفته دنيا شده است واسطه قرار مده زيرا او تو را از طريق محبّت من باز مىدارد چه آنكه اين گونه از اشخاص قطَّاع الطَّريق بندگان من هستند ، كوچكترين كارى كه من در باره ايشان انجام مىدهم آن است كه شيرينى مناجات با خود را از دلهايشان مىبرم .